دل مامان خیلی گرفته
سلام عزیز دل مامان...
اومدم اینجا تا از دردی که تو سینم هست برات بگم.از غمی که زندگی رو برام تلخ کرده بگم....
خیلی خستم عزیزم.احساس میکنم به آخر خط رسیدم...
دو روز پیش بحث بدی بین من و بابا پیش اومد.عزیزم دلم شکست....
آخرین ذره های غرورم که تو این دو سال نگه داشته بودم ازبین رفت...
از روز جمعه اومدم خونه مامانم.بابایی به هیچ عنوان خبری ازم نگرفته...
نمیدونی عزیزم چه غمی تو دلم خونه کرده....نمیدونی چقدر بی قرارم....
کاش بودی عزیزم،بودی و میشدی مرهم دل خستم
میشدی امید و نشاط روزهای سیاهم.شاید اگه تو بودی هیچ وقت این روزا نمیرسیدن.
عزیزم تو مثل یک فرشته پاکی...از من گنهکار خیلی به خدا نزدیکتر....
از خدا بخواه آرامش مامان رو بهش برگردونه،
عشقش رو،خوشبختی رو،امید،نشاط رو به مامان برگردونه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

دل مامان خیلی گرفته
